راز ماندگاری نوروز در گذر قرنها
خبرگزاری مهر، گروه استانها – کورش دیباج: نوروز، تنها یک جشن برای آغاز سال نو نیست، بلکه نمادی از هویت فرهنگی، تاریخی و اجتماعی ایرانیان است. این آئین باستانی که قرنهاست در میان ایرانیان و بسیاری از ملتهای منطقه گرامی داشته میشود، نقشی فراتر از یک مناسبت تقویمی داشته و به یکی از بنیادیترین عناصر فرهنگ ایرانی تبدیل شده است.
با وجود تغییرات گسترده در ساختارهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی ایران، نوروز همچنان جایگاه خود را حفظ کرده و بهعنوان یکی از معدود جشنهایی که مرزهای جغرافیایی و تاریخی را درنوردیده، شناخته میشود. اما این پایداری چگونه امکانپذیر شده است؟ نوروز چگونه توانسته در برابر تهاجمات فرهنگی و تحولات تاریخی دوام بیاورد و همچنان با همان شور و حرارت قرنهای گذشته برگزار شود؟
پاسخ این پرسش را باید در اسناد تاریخی، کتیبههای باستانی و متون کهن جستوجو کرد. از سنگنوشتههای تخت جمشید که نشاندهنده برگزاری آئینهای نوروزی در دربار هخامنشیان است تا متون تاریخی و روایتهای شاهنامه فردوسی، همگی گواهی بر قدمت و اهمیت این آئین کهن هستند. علاوه بر این، گفتوگو با کارشناسان و پژوهشگران تاریخ ایران، ما را با ابعاد تازهای از این جشن آشنا خواهد کرد و نشان خواهد داد که چگونه نوروز توانسته است هویت خود را در برابر گذر زمان حفظ کند.
نوروز در متون کهن
رضا میرمعینی، پژوهشگر تاریخ ایران باستان، در گفتوگو با خبرنگار مهر، به جایگاه نوروز در متون کهن اشاره کرده و تأکید میکند که این جشن ریشهای عمیق در سنتهای ایرانی دارد. او توضیح میدهد: نوروز یکی از معدود جشنهایی است که ریشههای آن را میتوان در متون بسیار کهن ایرانی یافت. نخستین اشارههای مکتوب به این جشن را در اوستا، کتاب مقدس زرتشتیان، میبینیم. در بخشهایی از اوستا، بهویژه در «وندیداد – فرگرد یک»؛ به آئینهای مرتبط با آغاز بهار و تجدید طبیعت اشاره شده است. این نشان میدهد که ایرانیان از دوران بسیار کهن، نوروز را نه فقط بهعنوان تغییر یک فصل، بلکه بهعنوان نمادی از نوزایی طبیعت جشن میگرفتند.
این محقق با اشاره به آثار ابوریحان بیرونی، نقش این دانشمند در ثبت اطلاعات نوروز را مهم میداند و میگوید: ابوریحان بیرونی در کتابهای «التفهیم» و «آثارالباقیه» بهطور مفصل درباره نوروز صحبت کرده است. او توضیح میدهد که نوروز در ایران باستان بر اساس تقویم خورشیدی تنظیم میشده و ارتباط نزدیکی با اعتدال بهاری داشته است. به این معنا که آغاز سال نو دقیقاً زمانی اتفاق میافتاده که شب و روز برابر میشدند، که این خود نشاندهنده آگاهی عمیق ایرانیان باستان از اصول ستارهشناسی و تقویمنگاری است.
میرمعینی همچنین به روایت شاهنامه درباره نوروز اشاره کرده و تأکید میکند که این جشن در اسطورههای ایرانی نیز نقش پررنگی دارد: در شاهنامه فردوسی، نوروز به جمشید، پادشاه اسطورهای ایران، نسبت داده شده است. روایت شاهنامه میگوید که جمشید پس از یک دوران سخت، اصلاحاتی در کشور ایجاد کرد و رونق و شکوفایی را به جامعه بازگرداند. سپس، در اولین روز از سال جدید، جشنی بزرگ برپا کرد که بعدها به نوروز معروف شد. اگرچه این روایت اسطورهای است، اما اهمیت نوروز را در فرهنگ ایرانیان نشان میدهد.
او در پایان بر این نکته تأکید دارد که نوروز تنها یک سنت تاریخی نیست، بلکه آئینی است که در طول زمان با فرهنگ و هویت ایرانیان در هم تنیده شده و همچنان زنده و پویا باقی مانده است.
نوروز در کتیبههای باستانی؛ از تخت جمشید تا نقش رستم
علیرضا جعفریزند، باستانشناس و متخصص میراث فرهنگی، در گفتوگو با خبرنگار مهر، درباره شواهد باستانشناسی مرتبط با نوروز توضیح میدهد: کتیبههای بهجا مانده از دوره هخامنشیان، بهویژه در تخت جمشید، نشاندهنده آن است که نوروز نهتنها یک جشن مردمی، بلکه آئینی حکومتی و رسمی بوده است. در سنگنگارههای تخت جمشید، تصاویری از نمایندگان اقوام مختلف دیده میشود که در حال تقدیم هدایا به شاهنشاه هخامنشی هستند. این مراسم که در ایام نوروز برگزار میشده، نمادی از اتحاد امپراتوری هخامنشیان و پیوند میان اقوام مختلف تحت حاکمیت آنان بوده است.
او در ادامه به ویژگیهای معماری تخت جمشید اشاره کرده و ارتباط آن را با نوروز تشریح میکند: یکی از نکات جالب در تخت جمشید، جهتگیری معماری آن است. پژوهشهای باستانشناسی نشان دادهاند که طلوع خورشید در نخستین روز بهار، دقیقاً از میان دروازه ملل به تالار مرکزی کاخ میتابد. این طراحی، که بر اساس محاسبات نجومی دقیق انجام شده است، نشاندهنده آن است که احتمالاً مراسمی خاص در روز نوروز در این مکان برگزار میشده است.
جعفریزند همچنین به استمرار این آئین در دوران ساسانی اشاره کرده و میافزاید: در نقشبرجستههای ساسانی در نقش رستم و طاق بستان نیز صحنههایی از بارعام شاهنشاهان دیده میشود که در آن بزرگان و مقامات، هدایای خود را تقدیم شاه میکنند. این مراسم شباهت زیادی به آئینهای نوروزی هخامنشی دارد و نشان میدهد که این جشن در طول قرنها همچنان جایگاه خود را حفظ کرده است.
نوروز پس از ورود اسلام؛ جشنی که فراتر از تاریخ رفت
آزاده تقوامنش، پژوهشگر تاریخ اجتماعی و فرهنگ ایران، به بررسی جایگاه نوروز پس از اسلام پرداخته و به پیام ما میگوید: پس از ورود اسلام به ایران، بسیاری از آئینهای باستانی دستخوش تغییر شدند، اما نوروز یکی از جشنهایی بود که نهتنها از بین نرفت، بلکه در دورههای مختلف تقویت شد. در دوران عباسیان، این جشن تا حدی مورد پذیرش قرار گرفت که حتی برخی خلفای عباسی نیز نوروز را جشن میگرفتند و هدایای نوروزی دریافت میکردند.
او ادامه میدهد: در دوران صفویه، نوروز جایگاه رسمی خود را دوباره بهدست آورد. شاهان صفوی، که به احیای هویت ایرانی علاقهمند بودند، نوروز را به یکی از مهمترین مناسبتهای تقویمی ایران تبدیل کردند. برخی از آیینهایی که امروزه با نوروز شناخته میشوند، مانند حاجی فیروز و چهارشنبهسوری، در این دوره به شکل رسمیتری درآمدند. نوروز همچنین در این دوران با مفاهیم شیعی ترکیب شد و برخی مراسم مذهبی در کنار آن برگزار میشدند.
این پژوهشگر تاریخ اجتماعی و فرهنگ ایران میافزاید: در دوره قاجار، مراسم نوروز با تشریفات گستردهتری همراه شد. در کاخ گلستان، شاهان قاجار در نخستین روز سال نو، آئین بارعام برگزار کرده و از بزرگان و مقامات هدایا دریافت میکردند. این سنت که شباهت زیادی به مراسم نوروزی ساسانیان داشت، نشان میدهد که نوروز در هر دورهای با اقتضائات زمانه سازگارشده، اما جوهره اصلی خود را حفظ کرده است.
نوروز؛ میراثی جهانی که باید پاس داشته شود
نوروز امروز دیگر تنها یک جشن ایرانی نیست. این آئین که در فهرست میراث فرهنگی ناملموس یونسکو ثبت شده، در کشورهای متعددی از جمله افغانستان، تاجیکستان، ازبکستان، قزاقستان، آذربایجان، ترکیه و عراق نیز گرامی داشته میشود. این گستره نشاندهنده آن است که نوروز توانسته از مرزهای جغرافیایی عبور کرده و به یک فرهنگ مشترک منطقهای تبدیل شود.
با این حال، پرسشی که مطرح میشود این است که آیا ما بهاندازه کافی برای حفظ این میراث گرانبها تلاش کردهایم؟ آیا نوروز همچنان بهعنوان یک عنصر هویتبخش در جامعه ایرانی نقش دارد یا تنها به جشنها و تعطیلات رسمی محدود شده است؟ با وجود پیشرفتهای تکنولوژی و تغییر سبک زندگی، نوروز همچنان جایگاه ویژهای در فرهنگ مردم دارد. اما برای آنکه این آئین ارزشمند به نسلهای آینده منتقل شود، باید تلاش کرد تا جنبههای فرهنگی و تاریخی آن بیش از پیش به مردم شناسانده شود.