اینبار همه جهان اسلام به این بدرقه دعوت هستند
فاطمه سادات میرعالی، نویسنده کتاب تقریظشده «حوض خون»، در گفتوگو با خبرنگار مهر درباره نخستین لحظهای که از تقریظ رهبر شهید انقلاب بر کتابش مطلع شد، گفت: وقتی خبر را از طریق مسئول مؤسسه شهید جواد زیوداری به من رساندند و متوجه شدم حضرت آقا بر کتاب «حوض خون» تقریظ نوشتهاند، همان لحظه سجده شکر به جا آوردم؛ اما این سجده بیشتر برای خانمهایی بود که سالها در گمنامی، کاری بسیار سخت انجام داده بودند. کاری که عواطف و احساساتشان را درگیر میکرد، اما برای حفظ انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی، بیهیچ توقعی و کاملاً گمنام و بیریا انجامش داده بودند.
وی افزود: بیشتر از هر چیز برای آن بانوان خوشحال بودم. با خودم میگفتم خدا را شکر که رهبر انقلاب، کسی که این خانمها اینقدر قبولش دارند، اینقدر دوستش دارند و تمام زندگیشان بر مدار ولایت شکل گرفته، به کارشان توجه کرده است. این بانوان، چه در دوران حضرت امام خمینی(ره) و چه بعد از آن در دوران رهبری حضرت آقا، تمام تلاششان این بود که ببینند چه کاری باید انجام دهند که در مسیر ولایت باشد.
میرعالی ادامه داد: برای من خیلی جالب بود که این خانمها وقتی متوجه شوند حضرت آقا کتاب را خواندهاند، چه حالی پیدا میکنند. حقیقتش بیشتر از اینکه منتظر واکنش خودم باشم، منتظر حال و هوای آنها بودم.
وی با اشاره به مسئولیتی که پس از تقریظ بر دوش خود احساس کرده است، گفت: برای خودم، این اتفاق بیشتر از هر چیز، یک احساس مسئولیت بود. مدام با خودم مرور میکردم که از حالا به بعد وظیفهات سنگینتر شده است. وقتی حضرت آقا اثری را تقریظ میکنند و درباره آن صحبت میکنند، آن اثر قرار است الگو شود؛ بنابراین هم برای معرفی کتاب و شناساندن آن وظیفه داری و هم دیگر کارت با نوشتن کتاب تمام نشده است.
توجه به زوایای مغفول مانده دفاع مقدس توسط رهبر شهید
نویسنده «حوض خون» افزود: حضرت آقا سالها تأکید داشتند که در حوزه دفاع مقدس و انقلاب اسلامی باید بیشتر از آنچه تاکنون کار کردهایم، کار کنیم. هنوز زوایای زیادی از دفاع مقدس مغفول مانده است؛ درست مثل «حوض خون» که به یکی از بخشهای کمتر دیدهشده، یعنی نقش زنان در دفاع مقدس، پرداخته بود. به همین دلیل تلاش کردم در این سالها همین مسیر را ادامه بدهم.
وی ادامه داد: حتی کتاب بعدیام را هم با همین نگاه نوشتم؛ سعی کردم سراغ موضوعی بروم که کمتر به آن پرداخته شده باشد و شخصیتی را روایت کنم که ذوب در ولایت باشد؛ کسی که تمام زندگی، مسیر و هدفش سربلندی انقلاب اسلامی باشد. قرار بود یک انسان تراز انقلاب اسلامی را معرفی کنیم. کتاب «شیرمرد» را نوشتم که روایت زندگی سیدشیرمرد میرعالی، پزشک فوقتخصص رادیولوژی را بهعنوان نمونهای از یک پزشک تراز انقلاب اسلامی معرفی کنم.
میرعالی تأکید کرد: همه این نگاه، برگرفته از سخنان حضرت آقا درباره معرفی انسان تراز انقلاب اسلامی و همچنین پرداختن به گنجهایی است که در دفاع مقدس، انقلاب اسلامی و جامعه ما مغفول ماندهاند و باید به آنها پرداخته شود.
میرعالی در ادامه، با بیان خاطراتی از دیدارهای خود با رهبر شهید انقلاب گفت: اگر بخواهم از خاطره دیدار با حضرت آقا بگویم، باید برگردم به دوران کودکی و نوجوانی. از همان زمانی که مفهوم ولایت و امامت را درک کردم، هر بار که حضرت آقا را از قاب تلویزیون میدیدم، برایم انگار اولین بار بود که ایشان را میبینم. شاید روزها همان تصویر را با خودم مرور میکردم.
وی افزود: آن زمان نه گوشیهای هوشمند بود و نه فضای مجازی در دسترس ما. خیلی وقتها بعد از اینکه تصویر حضرت آقا را از تلویزیون میدیدم، چشمهایم را میبستم و بارها صدای ایشان را در ذهنم تکرار میکردم. همان تصویر را تجسم میکردم و آرزوی دیدارشان را در دل داشتم.
آرامشی سراسر نور در دیدار اول
نویسنده «حوض خون» ادامه داد: بالاخره این آرزو محقق شد. برای اولین دیدار، همراه دوستم سمانه نیکدل از خوزستان راهی تهران شدیم. مسیر پر از سختی بود؛ ماشین خراب شد، چند بار وسیله نقلیه عوض کردیم و تمام مسیر را با اضطراب طی کردیم تا به بیت برسیم. اما به محض اینکه وارد آن فضا شدیم، همه اضطرابها و استرسها از بین رفت. احساس میکردم سراسر نور و آرامش است. همان تصویری که سالها از قاب تلویزیون دیده بودم، حالا روبهرویم بود. حسش قابل توصیف نیست؛ فقط میتوانم بگویم انگار بعد از سالها تلاش، به جایی رسیده بودم که آرامش واقعی را تجربه میکردم.
وی با اشاره به دیدار بانوان حاضر در کتاب «حوض خون» با رهبر انقلاب گفت: زیباتر از دیدار خودم، زمانی بود که راویان و بانوان «حوض خون» را برای دیدار دعوت کردند. در تمام مسیر، فقط نگاهشان میکردم. وقتی به حسینیه امام خمینی(ره) رسیدند، از شوق آرام و قرار نداشتند. قاب عکس فرزندان شهیدشان را در دست گرفته بودند و من مدام زیر لب میگفتم: الحمدلله این بانوان به آرزویشان رسیدند.
میرعالی ادامه داد: بعضیهایشان آنقدر اشک شوق میریختند که نمیشد توصیفش کرد. بعضی از این بانوان به سختی راه میرفتند؛ با عصا یا حتی با ویلچر آمده بودند، اما وقتی نوبت ورود به حسینیه رسید، دیگر خبری از آن ناتوانیها نبود. همه تلاش میکردند زودتر خودشان را برسانند. بعضیها با مشت به سینه میزدند و میگفتند: «آقا، ما قربانتان بشویم… من دورتان بگردم.» این صحنهها برای من بسیار تأثیرگذار بود و مدام با خودم میگفتم خوشا به حال این بانوان که اینگونه عاشق و شیفته ولایت هستند.
وی درباره مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب نیز گفت: به نظرم برای چنین مراسمی اصلاً نیازی به دعوت نیست. شخصیتی قرار است تشییع شود که نه فقط برای انقلاب اسلامی ایران، بلکه برای جهان اسلام منشأ تحول بود. ایشان ما را با حقیقت اسلام آشنا کردند و مسیر رسیدن به قلههای انقلاب اسلامی را طی این سالها برای جهان اسلام ترسیم کردند. به نظرم ایشان امتداد و تکمیلکننده مسیری بودند که امام خمینی(ره) آغاز کردند.
میرعالی افزود: هر عاشق ولایت و اهلبیت(ع) سعی میکند قدمی در این سیل جمعیت بردارد. هرچند برای همه ما سخت است؛ سخت است که بخواهیم کسی را بدرقه کنیم که سالها برای ما پدری کرد، با همه کمکاریها و ضعفهایمان ما را زیر چتر ولایت و محبت خودش گرفت، اما حالا قرار است این بزرگمرد را بدرقه کنیم.
وی ادامه داد: با این حال، آرزوی هر انسان عاشقی است که در این جمعیت و فضای معنوی حضور داشته باشد. من یقین دارم فضای تشییع، فضایی نورانی خواهد بود. شهدا زندهاند و امام شهید نیز در میان همین جمعیت حاضر است. به نظرم این هم خودش نوعی دیدار است؛ دیداری که این بار برای همه مردم فراهم شده است. دیگر قرار نیست مثل دیدارهای حسینیه، کارت دعوتی باشد یا تعداد افراد محدود شود. این بار همه مردم ایران و حتی همه جهان اسلام به این مراسم دعوت شدهاند.
نویسنده «حوض خون» در پایان گفت: انشاءالله همه ما بتوانیم از این فرصت بهرهمند شویم و امام مظلوممان را آنگونه که شایسته است بدرقه کنیم، هر چند رفتنشان برایمان داغی ابدیست.
