بهادری جهرمی: هیچوقت ندیدیم که شهید رئیسی از کار خسته شود
به گزارش خبرنگار مهر، در چند ماه اخیر، با گذشت زمان قابل توجهی از شهادت شهید آیتالله رئیسی، رئیسجمهور پیشین کشور، توجه به نحوه مدیریت و رویکردهای اجرایی او در دولت سیزدهم بیش از پیش احساس میشود. به ویژه در زمینههای مختلف حکمرانی که شهید در آنها تأثیرات مهم و قابل توجهی گذاشت. با مرور دستاوردها و سیاستهای اجرایی شهید رئیسی در دوران مسئولیت خود، شاهد بودیم که به رغم شرایط دشوار اقتصادی و اجتماعی کشور، توانست در راستای تحقق عدالت اجتماعی و حمایت از اقشار ضعیف، اقدامات مؤثری را پیادهسازی کند. یکی از ویژگیهای برجسته مدیریت او، تمرکز بر حل مشکلات اساسی کشور با تأکید بر مردمداری و خدامحوری بود. در طول دوران ریاستجمهوری، شهید رئیسی همواره تصمیمات خود را بر اساس منافع عمومی و به ویژه اقشار کمبرخوردار اتخاذ میکرد. برای مثال، تصمیماتی نظیر افزایش یارانهها و رتبهبندی معلمان، که هر کدام بار سنگین اقتصادی داشتند، اما با پیگیریهای جدی ایشان، به مرحله اجرا رسیدند.
در ادامه، به بررسی جزئیات این مباحث و دیدگاههای علی بهادری جهرمی، سخنگوی دولت سیزدهم، در رابطه با شهید رئیسی و شیوه حکمرانی او پرداختیم تا به واسطه این مصاحبه به تبیین بیشتر این ویژگیهای مدیریتی و چالشهای موجود در دوران ریاستجمهوری شهید رئیسی بپردازیم.
در چند ماهی که از شهادت حضرت آیتالله رئیسی میگذرد، حضرت آقا، رهبر معظم انقلاب، به عنوان یک الگوی موفق حکمرانی، توصیفاتی از ایشان و مجموعه دولت سیزدهم داشتند. ممکن است برای عموم مردم این سوال پیش آید که حضرت آقا چه نکاتی را در عملکرد دولت و شخصیت آقای رئیسی میدیدند که چنین توصیفی که عمدتاً بیسابقه هم بوده، ارائه کردند؟
حضرت آقا، همانطور که خودشان سابقه ریاست جمهوری دارند، یعنی تجربه اجرایی در سطح عالی کشور را در قامت ریاست جمهوری، علاوه بر سایر مسئولیتهایی که داشتهاند، تجربه کردهاند و اکنون هم دهها سال است که در مقام زعامت و رهبری، اشراف کاملی به همه ابعاد و اجزای حکمرانی در کشور، از جمله عملکرد مقامات و نهادها و سازمانها دارند. بنابراین، میتوان گفت که تقریباً هیچکس این اشراف را ندارد.
آقای رئیسی، تقریباً تمام امکانات دولت را به نفع محرومین بسیج و سازماندهی کردند. مسئولان، وقتی در جایگاه تصمیمگیری قرار میگیرند، معمولاً باید میان دوگانهها یا چندگانهها انتخاب کنند. گاهی اوقات، تصمیمگیری دشوار میشود. مثلاً فرض کنید در جایی باید میان منافع توده مردم یا سود افراد خاص تصمیمگیری کنند. معمولاً فشار آن افراد خاص روی مسئولان سنگین و مؤثر است، چرا که ارتباطات گستردهای دارند. اما ما ندیدیم که آقای رئیسی به نفع خواص یا افرادی که به دنبال بهرهبرداری از انتخابات بودند، تصمیمگیری کند. بلکه تمام تصمیمات ایشان به نفع توده مردم، آحاد جامعه و محرومین اتخاذ میشد. مصادیق این امر متعدد است. مثلاً ایشان در بحث افزایش یارانهها، یارانهها را چندین برابر کردند. یارانهها شاید برای خانوادههای سرمایهدار یا متوسط عدد قابل توجهی نباشد، اما برای خانوادههای ضعیف بخش زیادی از درآمدشان را تشکیل میدهد. این امر باعث شد سطح درآمد دهکهای کمبرخوردار ما واقعاً جهش جدی پیدا کند. در اقشاری که درآمدهای متوسط داشتند، مانند معلمان و پرستاران، بسیاری از قواعد و قوانین و مصوباتی که سالها به زمین مانده بود، آقای رئیسی به میدان آمد و آنها را اجرایی کرد. مثلاً رتبهبندی معلمان که بار سنگین مالی برای دولت داشت و ۵۰ هزار میلیارد تومان بار مالی ایجاد کرده بود. بسیاری از آقایان اهل حساب و کتاب و برنامهریزی، تأمین منابع برای دولت را کاری دشوار میدانستند، اما آقای رئیسی محکم ایستاد و گفت این کار باید انجام شود. در اعتبارات عمرانی، سهم استانهای محروم در سفرهای استانی که رئیسجمهور برگزار میکرد، مورد توجه قرار گرفت. رئیسجمهور شهید خود گامی مهم برای محرومیتزدایی برداشت. وقتی به محرومترین مناطق میرفتید، کمبودها و نارساییها را میدیدید و تصمیم میگرفتید اعتبار اختصاص دهید. بسیاری از دسترسیها، راهها، کریدورهای راهآهن و زیرساختها به همین ترتیب به مناطق محروم اختصاص یافت. این نکته تأکید خود آقای رئیسی بود.
آقای رئیسی، از نظر توان شخصی، جسمی و ظرفیت ذهنی، فردی منحصر به فرد و ممتاز بودند. هیچوقت ندیدیم که آقای رئیسی از کار خسته شود یا در موقعیتی بگوید که خسته شده است. ایشان هیچگاه از کمبود توان یا لطف خدا به خود شکایت نکردند. البته باید اشاره کرد که ارتباطات معنوی ایشان نیز در این موارد نقش مهمی ایفا کرده است، که اگر فرصت شود، در خصوص ویژگیهای معنوی ایشان باید صحبت کنیم، زیرا این بخش تا حد زیادی مغفول مانده است.
خود ایشان نیز پس از بیان ویژگیها، جمعبندی کردند که چرا این نکات را مطرح میکنند و تأکید میکنند. ایشان فرمودند دو محور در ذهنشان است که یکی از آنها این است که این ویژگیها باید الگو شوند. به عبارتی، هر مقامی در حکمرانی اسلامی باید خود را با این الگوها تطبیق دهد؛ مردمداری، خدا محوری، به فکر مردم بودن و کار جهادی و شبانهروزی. این ویژگیها باید بهعنوان الگو درآیند و نه تنها روسایجمهور، بلکه همه مقامات باید خود را با این الگوها تطبیق دهند. نکته دوم اینکه این الگوها باید روشنگری شوند و برای همگان تبیین و آموزش داده شوند. خود دولت نیز باید این نکات را بیان کند، چون این الگوها میتوانند ما را در بحرانها و مشکلات پیروز کنند.
اگر بخواهم این ویژگیها را خلاصه کنم، میتوان آنها را در سه محور تمایز اساسی آقای رئیسی بیان کرد: یکی خداباوری عمیق ایشان بود. ایشان به دنبال مطامع دنیوی نبودند و همواره برای خداوند و برای حل مشکلات کشور پیشگام بودند. محور دوم مردمباوری ایشان بود. شهید رئیسی خود را متعلق به مردم میدانست و اعتماد به مردم را کلید حل مشکلات میدید. ایشان به این باور داشتند که با توجه به مردم، میتوان مسائل مختلف را حل کرد. محور سوم ولایتمداری ایشان بود. ایشان خود را در منظومه فکری ولایت فقیه میدیدند و بر اساس رهنمودهای مقام معظم رهبری عمل میکردند. این ویژگیها باعث شد که آقای رئیسی همواره در مسیر ولایت و مردمداری حرکت کند.
آقای رئیسی، از نظر توان شخصی، جسمی و ظرفیت ذهنی، فردی منحصر به فرد و ممتاز بودند. هیچوقت ندیدیم که آقای رئیسی از کار خسته شود یا در موقعیتی بگوید که خسته شده است. ایشان هیچگاه از کمبود توان یا لطف خدا به خود شکایت نکردند. البته باید اشاره کرد که ارتباطات معنوی ایشان نیز در این موارد نقش مهمی ایفا کرده است
اشراف شهید آیتالله رئیسی نسبت به اولویتبندی مسائل کشور در حوزههای مختلف، بهویژه در مواجهه با مشکلات متعدد، نشاندهنده توانایی و دقت نظر ایشان در شناسایی مسائل و تعیین اولویتها بود. ایشان پیش از ریاست جمهوری، رئیس قوه قضائیه کشور بودند و در این مدت، در هیئتهای عالیرتبه بسیاری عضویت داشتند. بهعنوان مثال، رئیس قوه قضائیه عضو شورای عالی امنیت ملی، شورای عالی انقلاب فرهنگی، شورای عالی فضای مجازی و شورای عالی هماهنگی سران قوای کشور بود. در این نهادها، شهید رئیسی به عنوان عضو مؤثر و رئیس در جلسات شرکت میکرد و اشراف گستردهای نسبت به مسائل مختلف کشور داشت.
آقای رئیسی همچنین پیش از این، در مدتزمان طولانی، رئیس سازمان بازرسی کل کشور بودند. سازمان بازرسی کل کشور وظیفه نظارت بر حسن جریان امور در بخشهای حاکمیتی کشور را بر عهده دارد. این سازمان نظارت میکند که چگونه وزارتخانهها، شهرداریها و نهادهای عمومی غیر دولتی عمل میکنند و آیا این عملکردها با مسیر صحیح قانونی و اجرایی هماهنگ است یا خیر. در دوره ۱۰ سالهای که ایشان رئیس سازمان بازرسی بودند، اشراف بینظیری به تمامی بخشهای حاکمیتی و عملکرد آنها پیدا کردند و به دقت توانستند جهتگیری صحیح در حوزههای مختلف مانند اقتصاد، فرهنگ، بانکها، انرژی و دیگر بخشها را شناسایی و ارزیابی کنند.
ویژگیهای مدیریتی و اشراف شهید رئیسی تنها محدود به نظارتهای قانونی نمیشد، بلکه ایشان با بهرهگیری از تجربیات ۴۰ ساله قضائی خود، توانستند در جلسات مختلف با دقت بالا و توجه کامل به جزئیات، تصمیمات کارشناسانه و مبتنی بر آگاهی دقیق از گذشته و حال کشور اتخاذ کنند. خاطرات افرادی چون آقای هاشمی رفسنجانی و دکتر عارف، که در دورههای مختلف مدیریتی با شهید رئیسی همکاری داشتند، نشان میدهد که ایشان در دوران مسئولیت خود در سازمان بازرسی، به عنوان یک مدیر خوشنام، اشراف کامل و تخصصی به موضوعات داشتند و همواره در تصمیمگیریها، دقت و عمق نظر داشتند.
یادآوری نکات تاریخی و آشنایی با طرحهای گذشته، از ویژگیهای دیگر شهید رئیسی بود. حافظه قوی و دقت نظر ایشان باعث میشد که در مواجهه با طرحها و تصمیمات جدید، مقایسههای دقیقی با تجربیات گذشته انجام دهند و نتایج قابل توجهی به دست بیاورند. این دقت و اشراف باعث شد که ایشان در تمامی حوزهها، چه قضائی و چه اجرایی، تأثیرگذار باشند و در شناسایی اولویتهای کشور، هوشمندانه عمل کنند.
سوال من در خصوص اشراف شهید رئیسی به مسائل کشور است، چرا که در بخشی از صحبتهای رهبر انقلاب در دیدار با شهید رئیسی در دوران ریاست جمهوری، موضوعی مطرح شد که بازتابهایی در رسانهها داشت، مبنی بر اینکه ایشان اشراف خاصی به گزارشها و مباحثی که در دولت مطرح میشده است، نداشتهاند. در این رابطه لطفاً توضیح دهید.
فضای رسانههای مجازی بهویژه کسانی که به این فرمایشات حضرت آقا استناد میکنند، جملاتی را در باب شهید رئیسی مطرح میسازند. ما میگوئیم، اگر این نظر را قبول دارید، خوب است که به این نکته توجه کنیم که حضرت آقا خودشان به چه کسی چنین عباراتی را نسبت دادهاند. ایشان فرمودند که شهید رئیسی در برخی ویژگیها مشابه امیرکبیر است. حالا پرسش اینجاست که چرا باید این توصیفات از سوی حضرت آقا بیان شده باشد؟ خوب است که هر کسی که استناد به این فرمایشات میکند، به همه ابعاد آن توجه کند و آن را در نظر بگیرد. اگر کسی به فرمایشات حضرت آقا در مورد شهید رئیسی استناد میکند، باید به تمامی ویژگیهای ایشان از جمله مدیریت، تخصص، پرکاری، فعالیتهای مردمی و سایر نکات نیز توجه داشته باشد و آنها را بهعنوان مبنای تحلیل خود قرار دهد. در این صورت هیچ بحثی باقی نمیماند و کسانی که قصد دارند برداشتهای منفی از این فرمایشات داشته باشند، به جای تحریف، باید خود را اصلاح کنند و به آنچه که حضرت آقا در توصیف ایشان گفتهاند، احترام بگذارند. در واقع، اگر کسی حقیقتاً اهل اخلاق باشد، باید از این تحلیلهای غیرمنصفانه شرم کند. من در پاسخ به این نکته میگویم که در خانه اگر کس است، همین یک حرف بس است.
خصوصیسازی به درستی در کشور انجام نگرفت و بسیاری از این شرکتها، بهجای اینکه به بخش خصوصی واقعی منتقل شوند، بهصورت شبه دولتی باقی ماندند. این امر باعث شد که مشکلاتی همچون پرداخت فیشهای نجومی و سوءاستفادههای مالی ایجاد شود
حال در رابطه با گزارشهای خاص مورد اشاره، باید بگویم که ما نیز در جلساتی حضور داشتیم که تصاویر آن در رسانهها منتشر شده است. در این جلسات، حضرت آقا ماجرایی را مطرح کردند که بهطور خاص در تأیید شهید رئیسی و رویکرد ایشان نسبت به برخی مسائل بود. ایشان در صحبتهای خود از موضوعاتی مانند شرکتهای شبه دولتی یاد کردند که یکی از چالشهای عمده حکمرانی کشور به شمار میرود. حضرت آقا تأکید کردند که این شرکتها که معمولاً ماهیت شبه دولتی دارند، بهجای آنکه منافع عمومی مردم را تأمین کنند، بهعنوان قلک دولتها استفاده میشوند. بسیاری از این شرکتها پس از خصوصیسازی، بهجای آنکه به دست مردم بیافتند، در اختیار گروهها و نهادهای دولتی باقی ماندند و وضعیت بهمراتب بدتر شد.
در واقع، خصوصیسازی به درستی در کشور انجام نگرفت و بسیاری از این شرکتها، بهجای اینکه به بخش خصوصی واقعی منتقل شوند، بهصورت شبه دولتی باقی ماندند. این امر باعث شد که مشکلاتی همچون پرداخت فیشهای نجومی و سوءاستفادههای مالی ایجاد شود. یکی از مشکلات بزرگ این شرکتها این است که در بیشتر ادوار گذشته، این شرکتها بهعنوان منابع مالی پنهانی دولتها مورد استفاده قرار گرفتند، بدون آنکه تحت نظارت دقیق قرار بگیرند. این شرکتها بهصورت شبه خصوصی اداره میشدند و حتی در مواردی حقوقهای کلانی پرداخت میشد که هیچگونه نظارتی بر آنها وجود نداشت. این وضعیت موجب شد که این شرکتها از فرآیندهای عمومی و شفاف خارج شوند و بهجای اینکه به مردم خدمت کنند، به منبعی برای تأمین منافع برخی گروهها تبدیل شوند.
شهید رئیسی بهعنوان رئیس قوه قضائیه، با این شرکتها تعارف نداشتند و در مواجهه با این مشکلات بهطور جدی پیگیر اصلاحات بودند. ایشان در گزارشهایی که به رهبری ارائه میدادند، همواره از لزوم اصلاحات اساسی در این شرکتها سخن میگفتند. برای مثال، یکی از طرحهای ایشان تحت عنوان «طرحهای پیشران» مطرح شد که هدف آن همکاری با این شرکتها بهگونهای بود که هم منافع اقتصادی برای خود این شرکتها داشته باشد و هم در راستای منافع کشور و مردم قرار گیرد. بهعنوان نمونه، در بخش انرژی، ایشان پیشنهاد دادند که شرکتهای بزرگ مصرفکننده برق، خود به تولید برق بپردازند تا در مواقع اوج مصرف، تولید برق دچار مشکل نشود و بهطور همزمان، برق مورد نیاز کشور نیز تأمین گردد. همچنین، در مورد آب، شرکتهایی که مصرفکنندگان بزرگ آب هستند، موظف شدند که در پروژههایی مانند خطوط انتقال آب خلیجفارس به فلات مرکزی، سرمایهگذاری کنند و به تأمین مالی این پروژهها بپردازند.
این رویکردها نشاندهنده اشراف شهید رئیسی به مسائل کلیدی کشور است که بهطور جدی به حل مشکلات اقتصادی و حکمرانی کشور پرداختهاند. ایشان بر اصلاح ساختارهای معیوب و جلوگیری از سوءاستفادههای مالی تأکید داشتند و در این راستا، سیاستها و طرحهای مؤثری را به اجرا گذاشتند.
سوالی که پیش میآید این است که با توجه به اینکه چندین ماه از پایان دولت سیزدهم میگذرد و اداره امور کشور به دولت جدید واگذار شده است، چرا همچنان فضای رسانهای به بهانههای مختلف این هجمهها ادامه دارد؟ علت این رفتارها چیست؟
در این میان، برخی از شرکتها پس از تذکرات و پیگیریهای جدی، اقداماتی انجام دادند و توانستند در برخی حوزهها پیشرفتهایی داشته باشند. بهویژه در بخشهایی همچون برق و خطوط انتقال آب، برخی از شرکتها توانستند تحرکات مثبتی را انجام دهند. اما در خصوص برخی دیگر از شرکتها، مانند همین شرکتهای پتروشیمی، متأسفانه همچنان روند پیشرفت کند و ناکافی بود.
یکی از مسائل بسیار حساس در این گزارشها، پرداخت حقوقهای نجومی از سوی برخی شرکتها بود. به عنوان مثال، فیش حقوقی یکی از مدیران یکی از شرکتهای پتروشیمی مبلغ ۱۵۰ میلیون تومان بود و حتی مبلغ ۲۵۰ میلیون تومان نیز در برخی دیگر از فیشهای حقوقی مشاهده شد. در حالی که سقف حقوق در دولت وقت ۴۹ میلیون تومان بود. این امر بهویژه در شرایطی که مردم به مشکلات اقتصادی دچار بودند، موجب بدبینی و نارضایتی عمومی شد. بسیاری از افراد به این مسائل واکنش نشان دادند و نسبت به مدیریت این شرکتها و اقدامات آنها انتقاد کردند.
شهید رئیسی با تمام وجود از حقوق مردم دفاع کرد و در برابر فساد و سوءاستفادههای موجود ایستاد. این افراد که عادت به دریافت پولهای غیرقانونی و فسادآلود داشتند، حالا در برابر سیاستهای اصلاحی و شفافسازیهای دولت، به دشمنان اصلی تبدیل شدند
در نتیجه، مصوباتی به تصویب رسید تا سقف حقوق در این شرکتها مشابه سقف حقوق دولت باشد، اما متأسفانه بسیاری از این شرکتها از اجرای این مصوبات خودداری کردند. این مسئله موجب نارضایتی مردم و اعتراضات عمومی شد. برای مثال، در صورتی که فردی عادت به دریافت حقوقهای کلان ۲۰۰ میلیون تومانی داشته باشد، این تغییرات طبیعی است که باعث ایجاد نارضایتی و مخالفت در او شود. این افراد که سالها از منابع عمومی بهرهبرداری کرده بودند، حالا با سیاستهای جدید دولت که به نفع مردم و کاهش فساد بود، مخالف شدند و علیه دولت هجمههای رسانهای به راه انداختند.
شهید رئیسی با تمام وجود از حقوق مردم دفاع کرد و در برابر فساد و سوءاستفادههای موجود ایستاد. این افراد که عادت به دریافت پولهای غیرقانونی و فسادآلود داشتند، حالا در برابر سیاستهای اصلاحی و شفافسازیهای دولت، به دشمنان اصلی تبدیل شدند. این افراد که در فضای رسانهای فعالیت میکردند و اغلب از منابع ناپاک و غیرقانونی بهرهمند میشدند، حالا با هر اقدامی که به نفع مردم و کشور بود، مخالفت کردند.
شهید رئیسی در مواجهه با این مشکلات، هیچگاه از راه خود منحرف نشد و همواره برای بهبود وضعیت کشور و تحقق عدالت اجتماعی تلاش کرد. او بهطور مستمر در تلاش بود تا منابع عمومی کشور بهدرستی مدیریت شده و در خدمت مردم قرار گیرد. در این مسیر، دشمنان زیادی بهویژه در میان افرادی که به فساد و سوءاستفاده عادت کرده بودند، علیه ایشان به جبههگیری پرداختند. این افراد که برای سالها از منابع عمومی سوءاستفاده کرده بودند، اکنون با تغییرات و اصلاحات دولت مواجه شدند که بهطور جدی منافع شخصی آنها را تهدید میکرد.
در این شرایط، شهید رئیسی با دشمنان زیادی روبهرو شد. دشمنانی که بیشتر به منافع خود میاندیشیدند و بهجای آنکه در پی حل مشکلات مردم باشند، به تخریب و هجمه علیه دولت و شخص ایشان پرداختند. این رفتارها و اقدامات در نهایت نشاندهنده واقعیات پشت پرده است؛ افرادی که در طول سالها از فساد و رانتهای اقتصادی بهرهبرداری میکردند، حالا در برابر عدالت و شفافسازی قرار گرفتهاند و به دشمنان اصلی دولت تبدیل شدهاند.
این وضعیت، همچنین نشان میدهد که بسیاری از کسانی که اکنون در فضای رسانهای به توهین و تخریب شهید رئیسی پرداختهاند، همان کسانی هستند که منابع مالی خود را از همان مسیرهای فسادآلود به دست میآوردند. این افراد، بهجای توجه به مشکلات واقعی مردم، در پی حفظ منافع شخصی خود بودند و در برابر هر گونه تغییر و اصلاح جبههگیری کردند.
در نهایت، شهید رئیسی با تمامی دشمنیهایی که علیه ایشان شکل گرفت، همواره بر اصول عدالت و خدمت به مردم پایبند ماند و تلاش کرد تا منابع عمومی بهطور صحیح و به نفع مردم به کار گرفته شود. کسانی که امروز به تخریب ایشان پرداخته و علیه او در فضای رسانهای سخن میگویند، همان کسانی هستند که در دوران قبل از اصلاحات، از این منابع به نفع خود استفاده میکردند و حالا از تغییرات ایجاد شده بهشدت ناراضیاند.