علی خلیلی؛ از جبهههای دفاع مقدس تا وصایت ادبی گلابدرهیی
به گزارش خبرنگار مهر، این یادداشت یادبودی است که به مناسبت سالروز درگذشت محمود گلابدرهیی نگاشته شد و ادای دینی است به این نویسنده و وصی او علی خلیلی؛ (که به علت مناسبات ماه صفر و وقایع اخیر با تاخیر منتشر میشود) علی خلیلی نویسنده، پژوهشگر و روزنامهنگار پیشکسوت، چهرهای تأثیرگذار و چندبعدی در عرصه فرهنگ، ادبیات و مطبوعات ایران است. کارنامه او آمیختهای از نویسندگی، فعالیتهای مطبوعاتی، نشر، مدیریت فرهنگی، حضور فعال دردوران دفاع مقدس و نیز وصایت و مالکیت آثار محمود گلابدرهیی است که او را به شخصیتی کم نظیر تبدیل کرده است.
وصی ادبی و احیای میراث محمود گلابدرهای
یکی از مهمترین نقشهای علی خلیلی، وصی ادبی و مالک کل آثار زندهیاد محمود گلابدرهیی است.او با انتشار آثار منتشرنشده و پیگیری برای رفع موانع نشر، نقشی کلیدی در معرفی دوباره این نویسنده داشته است.یکی از این کارها، احیای آثار منتشرنشده گلابدرهیی است. انتشار داستان «قلم» پس از ۳۴ سال، رونمایی از نمایشنامه «فرار» و برنامه برای انتشار رمان «دال» و آخرین رمان گلابدرهای به نام «در کرانه بازی دراز» در دوستی شهیدانی غلامعلی باوی، « گلای گیلاسای گرز دره» در احوال شهید محسن وزوایی و… دهها اثردیگرباقی مانده ازمحمود گلابدره یی.
همچنین انتشارآثار شاخص او، مانند تجدید چاپ پرفروشترین اثر گلابدرهای، «لحظههای انقلاب»، با تیراژی بالغ بر ۳۰,۰۰۰ نسخه و انتشار کتابهای «گفتگوی دال با الاغ» و «لنده قناری» توسط دفتر نشر معارف؛ و تألیف مشترک کتاب «ارض بیض» که تألیف مشترکی از محمود گلابدرهای و علی خلیلی است و در سالگرد درگذشت این نویسنده رونمایی شد.

فعالیتهای مطبوعاتی و نویسندگی، و جایگاه فرهنگی و سیاسی
علی خلیلی سابقهای طولانی در عرصه مطبوعات و نویسندگی نیز دارد، فعالیت در نشریات شاخصی چون «پیام انقلاب»، «اعتصام»، روزنامههای «کیهان»، «مردمسالاری» و «ایران». به دلیل ملاحظات گاهی از نام مستعار «پچوک» استفاده میکرده است. همچنین او نویسنده مقالات تأثیرگذاری است که هنوز جزو منابع رسمی پژوهشگران، دانشجویان و برنامهسازان صداوسیما محسوب میشوند.
جایگاه ویژه علی خلیلی با نهادهای فرهنگی و هنری و نیز پیگیریهای او برای نامگذاری معابر،نشان از نفوذ و احترام او در این عرصه دارد، از تلاشهای او نامگذاری خیابانی به نام گلابدرهیی است، پیگیری و تحویل نامهای با امضای ۱۰۷ تن از پیشکسوتان فرهنگ و ادبیات به شورای شهر تهران، که منجر به نامگذاری خیابانی در منطقه شمیران به نام محمود گلابدرهیی شد؛ همینطور ارتباط با نهادهای فرهنگی و انتشار آثار گلابدرهیی توسط ناشری وابسته به نهاد رهبری با تلاش او محقق شد.
یکی از تأثیرگذارترین اقدامات او، نوشتن مقالهای با عنوان «سید علی خامنهای؛ امین ملت» در یکی از نشریات معتبر آن زمان بود. این مقاله در شرایطی منتشرشدکه حضرت آیتالله العظمی سید علی خامنهای در سال ۱۳۶۴ تمایل به شرکت در دور دوم انتخابات ریاستجمهوری نداشتند و هیچیک از شخصیتهای سیاسی و بزرگان انقلاب نیز نتوانسته بودند ایشان را راضی به کاندیداتوری کنند. پس از انتشار این مقاله، ایشان برای شرکت در انتخابات ترغیب شدند و این موضوع توسط یکی از بزرگان انقلاب به وی منتقل شد.
فعالیتهای فرهنگی رزمنده، جانباز و خبرنگار دفاع مقدس
علی خلیلی همواره در عرصه فرهنگ و اندیشهورزی نقشی فعال داشته است، او از فعالان باشگاه اندیشه بوده و در نشستها و محافل فکری این مجموعه حضور مستمر داشتهاست. برگزاری همایش «بررسی بحران مدیریت فرهنگی در کشور»: او همایش «بررسی بحران مدیریت فرهنگی در کشور» را طی چندین ماه برگزار کردوروزنامه «مردمسالاری» در بازه زمانی ۱۳۹۷ تا ۱۳۹۸ به پوشش آن پرداخت.
خلیلی از جانبازان دفاع مقدس است. او در دوران دفاع مقدس در اکثر عملیاتها در مناطق عملیاتی مختلف حضور داشته است.همچنین به عنوان خبرنگار جنگی در جبههها حضور یافت و گزارشهای رادیویی ارسال میکرد و با رزمندگان و فرماندهان گفتگوهایی داشت. یکی از گفتگوهای بهیادماندنی ایشان، با بسیجی ۱۰۱ سالهای به نام حاج علی میرشکار از زاهدان بود که گفته معروف او، «آمدم گردن صدام را بزنم»، راتیتر بزرگ نشریه کرد که مورد تشویق فرماندهان جنگ، بهویژه شهید علی شمخانی، قرار گرفت. ایشان در پای ارتفاعات بازی دراز درسال ۱۳۶۲ مجروح شد و به عنوان جانباز فرهنگی و اهل قلم شناخته میشود.

دوران نوجوانی خلیلی با همرزمانی همراه بود که در راه وطن به مقام شهادت نائل آمدند. دوستان و همرزمان شهید ایشان چون شهید ابراهیم هادی، امیر غلامعلی، عبدالله مسگر، قاسم تشکری، محمد شاهرودی و بسیاری دیگر از دوستان قدیمی که تا سال ۱۳۶۲ همگی به شهادت رسیدند. اکثر این پیکرهای مطهر را خود ایشان از منطقهٔ جنگی خارج کرد یا خود به خاک سپرد. تنها پیکر دوستی که نیافت، پیکر شهید سرافراز، فرمانده شجاع، ابراهیم هادی بود.
فعالیتهای گسترده علی خلیلی در عرصه نشر، با چالشهایی نیز همراه بوده است که با این حال، وسعت شخصیت و اسناد محکم استاد علی خلیلی در این تنش ها برتری قاطع ایشان را به اثبات رساند.
استاد خلیلی با راهاندازی انتشارات «دالمن»، موفق به ساماندهی و انتشار منظم آثار گلابدرهیی شد و عملاً تنها ناشر مؤثر و کارآمد آثار این نویسنده در کشور محسوب میشود. او فعالیتهایش را به همینجا ختم نکرد و همراه دوست هنرمندش مرحوم بهروز رضوی و سردبیر برنامه کتاب شب رادیو تهران محمدباقر رضایی، دهها برنامه کتابخوانی از آثار محمود گلابدرهیی تهیه روی آنتن صدای جمهوری اسلامی برد.

این آثار شامل بازخوانی کتابهای لحظههای انقلاب، دال، سرنوشت بچه شمرون، آقا جلال ، ده سال هوملسی درآمریکا ، صحرای سرد، و….که در سایت صدای ایران بهطور رایگان در اختیار دوستداران ادبیات داستانی بهعنوان گنجینهای باارزش دراختیارعموم است.
خانوادهای در دل هنر و ادبیات
علی خلیلی در خانوادهای رشد یافته که نامش با هنر و ادبیات ایران گره خورده است: برادران او عباس خلیلی، نقاش برجسته و پیشکسوت هنرهای تجسمی، و اکبر خلیلی (متوفی ۱۴۰۲)، نویسنده و داستاننویس پیشکسوت هستند، فرزندان آنها نیز در عرصههای هنری مانند نقاشی، کارگردانی سینما، گرافیک و مینیاتور سرآمد هستند و مدارج عالی دانشگاهی را طی کرده و در عرصههای هنری فعالیت دارند.

او در اواخر دهه ۵۰نماینده انجمن اسلامی دانشجویان ایرانی در فیلیپین بود، بعداز پیروزی انقلاب به عضویت سپاه درآمد و نماینده سپاه در دفتر وزارتی وزارت امورخارجه، نماینده سپاه در گمرک فرودگاه مهرآباد تهران و همچنین یکی از مسولان روابط بین الملل سپاه بود برپایی همایشهای بین المللی و در ایران و خارج از کشور فعالیت داشت. علی خلیلی با نقشآفرینی در چندین عرصه کلیدی، از روزنامهنگاری و نویسندگی، برنامه سازی رادیویی گرفته تا مدیریت نشر، وصایت ادبی، جانبازی و خبرنگاری دفاع مقدس، تأثیری ماندگار بر فرهنگ معاصر ایران گذاشته است.کارنامه او، به ویژه در احیای میراث محمود گلابدرهیی، نقش تأثیرگذارش در یکی از مقاطع حساس سیاسی کشور، فعالیت در باشگاه اندیشه، برگزاری همایش بررسی بحران مدیریت فرهنگی در کشور، او را به چهرهای تأثیرگذار در ادبیات، فرهنگ و تاریخ معاصر ایران تبدیل کرده است.
این دوست و یار دیرین گلابدرهیی روزی از محمود پرسید: «محمودجان چرا من؟» محمود گلابدرهیی (در روزهای آخر) به علی خلیلی گفت: «من چیزهایی ازتو میدانم که خودت نمیدانی.»


