آخرین اخبار

پهلوانانی که قهرمانی را با شهادت کامل کردند


خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: کشتی در ایران فقط یک رشته ورزشی نیست؛ بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی این سرزمین است؛ ورزشی که سال‌هاست با مفهوم «پهلوانی» گره خورده و نام‌هایی چون غلامرضا تختی، مرز میان قهرمانی ورزشی و پهلوانی اجتماعی را برای مردم ایران معنا کرده‌اند. برای بسیاری از ایرانی‌ها، کشتی نه فقط رقابت دو ورزشکار روی تشک، بلکه روایتی از قدرت، جوانمردی، ایستادگی و اخلاق است. همین پیوند عمیق باعث شده کشتی در فرهنگ عمومی ایران جایگاهی فراتر از یک ورزش داشته باشد؛ تا جایی که پنجم شهریور، زادروز جهان پهلوان تختی، به عنوان روز ملی کشتی در تقویم رسمی کشور ثبت شده است.

اما تاریخ کشتی ایران فقط در سالن‌های مسابقه و میان مدال‌های جهانی و المپیک خلاصه نمی‌شود. بخشی از این تاریخ را باید در نام کشتی‌گیرانی جست‌وجو کرد که روزی دوبنده پوشیدند و روی تشک برای پیروزی جنگیدند، اما در مقطعی از زندگی، میدان دیگری را برای دفاع انتخاب کردند. میان شهدای دفاع مقدس، مدافعان حرم و شهدای سال‌های اخیر، نام ورزشکارانی دیده می‌شود که کشتی بخشی از زندگی آنها بوده است؛ کسانی که تجربه مبارزه روی تشک را با خود به میدان‌هایی بردند که دیگر خبری از مدال و سوت داور نبود و نتیجه آن، گاه جان‌باختن در راه دفاع از وطن و اعتقاداتشان بود.

در میان این نام‌ها، شهید ابراهیم هادی یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌هاست؛ ورزشکاری که کشتی برای او تنها وسیله‌ای برای تقویت جسم نبود و با مفهوم پهلوانی و تربیت روح پیوند خورده بود. بعدها نیز روایت زندگی بسیاری از کشتی‌گیران شهید در قالب کتاب ثبت شد؛ از «دوبنده خاکی» درباره شهید اصغر منافی‌زاده و «برف و باروت» درباره شهید سیدمصطفی میرشاکی گرفته تا «از دوبنده تا سربند»، «شمع بی‌صدا آب می‌شود» و «پسر هرسین» که هر کدام بخشی از زندگی این قهرمانان را روایت می‌کنند.

این مسیر اما به سال‌های دفاع مقدس ختم نشد. در سال‌های بعد، برخی کشتی‌گیران در دفاع از حرم اهل‌بیت(ع) راهی سوریه شدند و نامشان در میان شهدای مدافع حرم قرار گرفت. برای نمونه، شهید مرتضی ابراهیمی، کشتی‌گیر و فرمانده گردان امام حسین(ع) ملارد، سابقه حضور در سوریه و دفاع از حرم را داشت و زندگی او نیز در کتاب «آخرین کول‌انداز» ثبت شده است؛ اثری که به تازگی به عنوان چهل‌وهشتمین کتاب مرکز مستندنگاری فدراسیون کشتی رونمایی شده است.

با این حال، روایت شهدای کشتی همچنان ادامه دارد و به گذشته تعلق ندارد. در جنگ ۱۲روزه نیز نام کشتی‌گیرانی همچون رضا نجفی و دلاور امیرخانی در میان شهدای ورزشکار قرار گرفت؛ دو ورزشکار کشتی که در جریان حملات رژیم صهیونیستی به شهادت رسیدند. این اتفاق بار دیگر نشان داد که برای بخشی از جامعه کشتی، مفهوم پهلوانی تنها به میدان مسابقه محدود نمانده و در بزنگاه‌های سخت، شکل دیگری از خود را نشان داده است.

از همین منظر، سالروز شهدای کشتی را می‌توان فرصتی برای مرور بخشی از این تاریخ دانست؛ تاریخی که در آن «دوبنده» و «سربند» در دو سوی یک مسیر قرار نمی‌گیرند، بلکه گاه ادامه یکدیگرند. روایت این شهدا، روایت ورزشکارانی است که قهرمانی را روی تشک تجربه کردند اما در میدان‌های دیگری، معنای متفاوتی از پیروزی را به نمایش گذاشتند؛ پیروزی‌ای که نه با مدال، بلکه با ایستادگی و فداکاری ثبت شد.

در میان آثاری که برای ثبت زندگی شهدای کشتی‌گیر منتشر شده‌اند، هر کتاب از زاویه‌ای متفاوت به زندگی ورزشکاری پرداخته است که بخشی از عمر خود را روی تشک کشتی گذرانده و در ادامه مسیر زندگی، وارد میدان دیگری شده است. این کتاب‌ها تنها روایت شهادت نیستند؛ در بسیاری از آنها، سال‌های کودکی و نوجوانی، خانواده، تحصیل، رفاقت‌ها، تمرین‌های سخت، مسابقات و علاقه به کشتی در کنار فعالیت‌های اجتماعی و مذهبی شهید روایت می‌شود تا مخاطب با انسانی مواجه شود که پیش از آنکه «شهید» باشد، جوانی با آرزوها، استعدادها و دغدغه‌های معمول زندگی بوده است. از همین رو، کتاب‌های شهدای کشتی‌گیر را می‌توان بخشی از تلاش برای ثبت پیوند میان ورزش قهرمانی، فرهنگ پهلوانی و فرهنگ ایثار دانست.

پهلوانانی که قهرمانی را با شهادت کامل کردند

«پنج روایت از یک مرد»/علی رستمی/ شهید کاظمی

یکی از این آثار، «پنج روایت از یک مرد» است که به زندگی داستانی شهید علیرضا خزایی، کشتی‌گیر قهرمان کشور، اختصاص دارد. خزایی از همان کودکی به عنوان پسری باهوش، زرنگ و درس‌خوان شناخته می‌شد. او یک سال زودتر از هم‌سن‌وسالانش وارد مدرسه شد و در ادامه نیز با جهش تحصیلی، مسیر ورود به دانشگاه را با سرعت بیشتری طی کرد. این استعداد البته فقط در درس خلاصه نمی‌شد. خزایی در کشتی نیز توانست خود را به سطح قهرمانی برساند و عنوان قهرمانی کشتی دانشجویان کشور را به دست آورد.

اما همین موفقیت‌های ورزشی برای او بدون دردسر نبود. قهرمانی‌های پی‌درپی باعث شد ساواک نسبت به فعالیت‌ها و شخصیت او حساس شود. در ادامه حتی با وجود قبولی در رشته نیمه‌متمرکز پزشکی ارتش، از ورود او به دانشگاه جلوگیری شد. زندگی خزایی در حالی به پایان رسید که تنها ۲۱ سال داشت؛ اما همین عمر کوتاه، فراز و نشیب‌های بسیاری را در خود جای داده بود. «پنج روایت از یک مرد» تلاش می‌کند این زندگی کوتاه را در قالب روایتی داستانی بازسازی کند؛ زندگی جوانی که از یک سو قهرمانی در ورزش را تجربه کرد و از سوی دیگر، در مسیر مبارزه و ایستادگی قرار گرفت.

پهلوانانی که قهرمانی را با شهادت کامل کردند

«دوبنده خاکی»/نفیسه زارعی/ شهید کاظمی

در کنار این اثر، «دوبنده خاکی» روایتی داستانی از زندگی شهید اصغر منافی‌زاده، از مدال‌آوران کشتی فرنگی ایران است. منافی‌زاده پس از دریافت دیپلم، به عنوان معلم ورزش در مدارس جنوب شهر تهران مشغول به کار شد. او در کنار اینکه به نوجوانان کشتی آموزش می‌داد، برای آنها نقش یک مربی اخلاق و معرفت را نیز ایفا می‌کرد. برای او کشتی فقط مجموعه‌ای از فنون و مسابقات نبود و تربیت شاگردان نیز بخشی از مسئولیتی بود که برای خود تعریف کرده بود.

داستان «دوبنده خاکی» از نگاه نوجوانی به نام «ابی» روایت می‌شود؛ نوجوانی که آرزو دارد در رشته کشتی به قهرمانی برسد. آشنایی او با اصغر منافی‌زاده به تدریج مسیر زندگی‌اش را تغییر می‌دهد و نگاه او به ورزش و مفهوم قهرمانی را دگرگون می‌کند. به این ترتیب، مخاطب کتاب صرفاً با زندگی یک کشتی‌گیر شهید روبه‌رو نیست، بلکه شاهد رابطه میان یک مربی و شاگرد و تأثیری است که منش یک پهلوان می‌تواند بر نسل بعد از خود بگذارد. منافی‌زاده سرانجام از تشک کشتی فاصله گرفت و راهی جبهه شد و در دفاع از میهن به شهادت رسید.

پهلوانانی که قهرمانی را با شهادت کامل کردند

«جام زهر»/ثریا منصور بیگی/شهید کاظمی

«جام زهر» نیز یکی دیگر از آثاری است که زندگی یک کشتی‌گیر شهید را روایت می‌کند. این کتاب نوشته ثریا منصوربیگی و از تولیدات گروه مستندنگاری فدراسیون کشتی است و به زندگی شهید اصغر امن‌زاده اختصاص دارد؛ جوانی که در کشتی فعالیت داشت و در روزهای پایانی جنگ تحمیلی، تابستان سال ۱۳۶۷، در شلمچه به شهادت رسید. امن‌زاده هنگام شهادت تنها ۲۰ سال داشت.

«جام زهر» در ۱۶۸ صفحه تلاش کرده است علاوه بر روایت زندگی ورزشی شهید، فضای خانواده و روابط عاطفی او را نیز بازسازی کند. زبان اثر حال‌وهوایی شاعرانه و احساسی دارد و بخشی از آن به حس فقدان و اندوه خانواده پس از شهادت امن‌زاده اختصاص یافته است. در واقع، کتاب از دل یک زندگی کوتاه، روایتی از یک خانواده، یک جوان ورزشکار و روزهای پرالتهاب پایان جنگ ارائه می‌دهد.

عنوان کتاب نیز در کنار روایت زندگی شهید، یادآور تلخی روزهای پایانی جنگ است؛ روزهایی که بسیاری از جوانان همچنان در میدان حضور داشتند و برخی از آنها مانند امن‌زاده، پیش از آنکه فرصت تجربه سال‌های بیشتری از زندگی و ورزش را پیدا کنند، به شهادت رسیدند. «جام زهر» از این منظر، علاوه بر یک زندگی‌نامه، تصویری از نسلی است که جوانی خود را در سال‌های جنگ گذراند.

پهلوانانی که قهرمانی را با شهادت کامل کردند

«از دوبنده تا سربند»/محمدتقی عزیزیان/شهید کاظمی

کتاب «از دوبنده تا سربند» به زندگی شهید ورزشکار انوشیروان رضایی، از پهلوانان خطه لرستان، اختصاص دارد. رضایی چندین مدال کشوری در رشته کشتی داشت و در خانواده‌ای پرجمعیت و ارتشی رشد کرده بود. او کشتی را تنها به عنوان یک ورزش قهرمانی دنبال نکرد و از همان ابتدا با فرهنگ پهلوانی و کمک به دیگران گره خورد.

او در سال‌های پیش از انقلاب با مطالعه و تحقیق، باورهای دینی خود را تقویت کرد و در جریان مبارزات انقلاب نیز در پخش اعلامیه و فعالیت علیه رژیم پهلوی حضور داشت. این فعالیت‌ها برای او بدون هزینه نبود و حتی یک بار به دست عوامل رژیم شاه مجروح شد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز به کمیته انقلاب پیوست و در فعالیت‌های مربوط به حفظ امنیت و مقابله با عوامل باقی‌مانده از حکومت پیشین مشارکت کرد.

با آغاز جنگ تحمیلی، رضایی برای دفاع از خرمشهر نخستین گروه‌های مدافع را سامان داد و همراه آنان راهی جبهه شد؛ اما حضورش در جنگ چندان طولانی نبود و در همان روزهای ابتدایی جنگ به شهادت رسید. «از دوبنده تا سربند» با لحنی داستانی این مسیر را بازسازی می‌کند؛ مسیر جوانی که در کنار قدرت بدنی و توانایی ورزشی، مسئولیت اجتماعی را نیز جدی گرفته بود و در نهایت، دوبنده کشتی را با سربند رزمندگی پیوند زد.

پهلوانانی که قهرمانی را با شهادت کامل کردند

«چند تکه از محراب»/طیبه مزینانی/نشر شاهد

در میان این آثار، «چند تکه از محراب» نوشته طیبه مزینانی، روایت متفاوتی از زندگی شهید علی‌اصغر حسینی محراب ارائه می‌دهد. حسینی محراب در کنار فعالیت ورزشی، یکی از نیروهای حاضر در میدان دفاع مقدس بود و در دوران ورزش حرفه‌ای خود توانسته بود به نایب‌قهرمانی ایران در رشته کشتی برسد. اما با آغاز جنگ، قهرمانی ورزشی برای او در اولویت قرار نگرفت و جبهه را انتخاب کرد.

حسینی محراب در ادامه حضور خود در جنگ، به فرماندهی در لشکر ویژه شهدا رسید و سال‌ها در مناطق عملیاتی حضور داشت. علاقه او به کشتی اما حتی در دوران جنگ نیز از بین نرفت. در زمان مرخصی تمرین‌هایش را ادامه می‌داد و هر بار که از میدان نبرد بازمی‌گشت، سالن کشتی یکی از نخستین مکان‌هایی بود که به آن سر می‌زد.

وجه متفاوت این کتاب، زاویه روایت آن است. نویسنده به جای روایت زندگی شهید از زبان مادر، همسر یا همرزمان، سراغ پدر شهید، حاج ماشاالله محراب رفته است. پدری که سال‌ها شاهد رشد و فعالیت‌های فرزندش بود و در نهایت برای بازگرداندن پیکر او راهی میدان شد. شدت جراحات ناشی از جنگ به حدی بود که تنها چند تکه از پیکر شهید به خانواده بازگشت و همین موضوع عنوان «چند تکه از محراب» را شکل داده است.

این کتاب از این جهت اهمیت دارد که تنها روایت یک فرمانده دفاع مقدس نیست؛ داستان جوانی است که از سالن کشتی به میدان جنگ رفت و از یک ورزشکار حرفه‌ای به فرمانده‌ای در میدان نبرد تبدیل شد. زندگی او نشان می‌دهد که برای برخی از کشتی‌گیران، پهلوانی در همان جایی که روی تشک تعریف می‌شد متوقف نشد و در میدان دیگری ادامه پیدا کرد.

پهلوانانی که قهرمانی را با شهادت کامل کردند

«شمع بی‌صدا آب می‌شود»/سبحان خسروی/شهید کاظمی

اما با پایان جنگ تحمیلی، روایت کشتی‌گیران شهید نیز به پایان نرسید. سال‌ها بعد و با شکل‌گیری جنگ سوریه، برخی ورزشکاران و کشتی‌گیران در صف مدافعان حرم قرار گرفتند. «شمع بی‌صدا آب می‌شود» نوشته سبحان خسروی، سرگذشت شهید مدافع حرم ابراهیم اسمی است؛ جوانی که در نوجوانی به کشتی علاقه‌مند شد و سال‌ها در این رشته فعالیت کرد.

ابراهیم اسمی در خانواده‌ای مذهبی و زحمتکش در کرج رشد کرد. از کودکی با مشکلات جسمی روبه‌رو بود، اما این مشکلات مانع ادامه مسیر زندگی‌اش نشد. او در نوجوانی کشتی را انتخاب کرد و در کنار ورزش، به فعالیت‌های مذهبی و جهادی نیز توجه داشت. شهید ابراهیم هادی را الگوی خود قرار داده بود و در ادامه، پاسداری از انقلاب اسلامی را به عنوان مسیر شغلی خود انتخاب کرد.

او در طول زندگی خود بارها برای کمک‌رسانی و فعالیت‌های جهادی به مناطق محروم رفت و با آغاز جنگ سوریه، برای دفاع از حرم داوطلب شد. پس از چندین اعزام، سرانجام در این مسیر به شهادت رسید. «شمع بی‌صدا آب می‌شود» تلاش می‌کند زندگی او را از دوران کودکی تا حضور در میدان سوریه روایت کند و نشان دهد که چگونه علاقه به کشتی، فعالیت‌های اجتماعی و تربیت مذهبی در کنار یکدیگر شخصیت او را شکل دادند.

پهلوانانی که قهرمانی را با شهادت کامل کردند

«نسخایی‌ها»/مصطفی آقامحمدلو/شهید کاظمی

«نسخایی‌ها» نیز روایت زندگی و شهادت شهید مدافع حرم سجاد عفتی با نام جهادی «ابراهیم» است؛ روایتی که زندگی او را از سال‌های نوجوانی تا حضور در سوریه دنبال می‌کند. کتاب از درگیری‌های سال ۱۳۸۸ آغاز می‌شود و سپس با روایت یک زن خبرنگار، به گذشته سجاد بازمی‌گردد.

در بخشی از زندگی سجاد عفتی، کشتی جایگاه ویژه‌ای پیدا می‌کند. او ابتدا به تکواندو علاقه داشت، اما پس از آشنایی با فضای کشتی، این رشته را انتخاب کرد. در محله‌ای که باشگاه کشتی امکانات چندانی نداشت، او و دوستانش با جمع‌آوری وسایل و تشک‌های دست‌دوم، باشگاهی راه‌اندازی کردند. سجاد خیلی زود به یکی از کشتی‌گیران جدی باشگاه تبدیل شد و به دلیل انعطاف بدنی و سابقه ورزشی‌اش، توانایی بالایی در کشتی داشت.

اما آنچه در روایت کتاب درباره کشتی سجاد قابل توجه است، فقط توانایی فنی او نیست. در یکی از خاطرات، زمانی که یکی از دوستانش برای وزن‌کشی تحت فشار قرار گرفته بود، سجاد در تمام مراحل کنار او ماند؛ حتی در سونا همراهش شد و بعد از وزن‌کشی نیز تا درمانگاه و بیمارستان از او مراقبت کرد. چنین خاطراتی نشان می‌دهد که برای او کشتی فقط رقابت برای بردن نبود؛ رفاقت و مراقبت از دیگری نیز بخشی از این ورزش بود.

سجادعفتی بعدها به گروهی از نیروهای خودجوش معروف به «نخسایی‌ها» پیوست؛ نیروهایی که برای حضور در میدان‌های نبرد سوریه و عراق خود را به مناطق درگیری می‌رساندند. او سرانجام در سال ۱۳۹۴ در حلب سوریه به شهادت رسید. «نسخایی‌ها» علاوه بر روایت زندگی عفتی، تلاش دارد بخشی از داستان این گروه و تجربه‌های کمتر گفته‌شده آنان در میدان نبرد را نیز ثبت کند.

پهلوانانی که قهرمانی را با شهادت کامل کردند

«برف و باروت»/محمدتقی عزیزیان/شهید کاظمی

در کنار این آثار، «برف و باروت» نوشته محمدتقی عزیزیان، مجموعه خاطراتی از زندگی شهید سیدمصطفی میرشاکی، از پهلوانان استان لرستان است. میرشاکی در خانواده‌ای مذهبی و زحمتکش رشد کرد و از کودکی با قرآن و آموزه‌های دینی آشنا شد. در سال‌های پیش از انقلاب به ورزش روی آورد و در کنار پرورش جسم، به تربیت روح نیز توجه داشت.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، میرشاکی در فعالیت‌های اجتماعی و کمک به محرومان حضور داشت و به عنوان یکی از نیروهای فعال و انقلابی شهر شناخته می‌شد. با شروع جنگ تحمیلی، داوطلبانه راهی جبهه شد و به دلیل توانایی‌هایش، فرماندهی گردان ابوذر از لشکر ۵۷ ابوالفضل را بر عهده گرفت. او در عملیات‌های مختلفی از جمله والفجر ۹ و کربلای ۲ حضور داشت و سرانجام به شهادت رسید.

«برف و باروت» علاوه بر روایت حضور او در جبهه، به سیره اخلاقی و منش اجتماعی‌اش نیز می‌پردازد؛ ویژگی‌هایی که از او تصویری فراتر از یک ورزشکار ارائه می‌کند. در این کتاب، پهلوانی تنها به قدرت بدنی و توانایی در کشتی محدود نمی‌شود و در رفتار، مسئولیت‌پذیری، کمک به مردم و حضور در میدان دفاع نیز معنا پیدا می‌کند.

پهلوانانی که قهرمانی را با شهادت کامل کردند

«شائولین تا شام»/علیرضا کلامی/انتشارات حماسه یاران

«شائولین تا شام» عنوان دیگری است که نوشته علیرضا کلامی، روایت زندگی شهید محمد قنبریانبیان می‌کند؛ جوانی که رؤیای نوجوانی‌اش سفر به شائولین و تمرین هنرهای رزمی بود، اما مسیر زندگی او را به میدان مقاومت در سوریه رساند. عنوان کتاب نیز از همین فاصله میان یک رؤیای نوجوانانه و سرنوشتی که در نهایت به شهادت ختم شد، شکل گرفته است.

کلامی در این اثر تلاش کرده بخشی از زندگی قنبریان را از زبان اطرافیانش روایت کند و به‌ویژه بر دوره سه‌ساله مفقودالاثری او تمرکز دارد؛ سه سالی که برای خانواده، با انتظار، امید و چشم‌به‌راهی برای بازگشت فرزندشان گذشت. در این مدت، خانواده هنوز نمی‌توانستند بپذیرند که باید محمد را شهید بدانند و همچنان چشم‌انتظار خبری از او بودند.

«شائولین تا شام» تنها روایت حضور یک مدافع حرم در میدان نبرد نیست؛ بخش مهمی از کتاب به روزهای پس از مفقودشدن او و تجربه خانواده‌ای می‌پردازد که میان امید به بازگشت و پذیرش شهادت فرزندشان گرفتار شده‌اند. تماس‌هایی که با بغض و اضطراب همراه می‌شود و سال‌هایی که در انتظار یک خبر می‌گذرد، وجه انسانی و عاطفی روایت را پررنگ می‌کند.

این کتاب از این منظر، تصویری از غربت مدافعان حرم و خانواده‌های آنها ارائه می‌دهد؛ خانواده‌هایی که گاهی برای سال‌ها با یک جای خالی، یک انتظار ناتمام و امیدی که حاضر نیست به سادگی از بین برود، زندگی می‌کنند. «شائولین تا شام» روایت جوانی است که رؤیای رزمی‌اش از شائولین آغاز شد، اما سرانجام او را به شام و میدان مقاومت رساند.

مجموعه این کتاب‌ها، در کنار یکدیگر، مسیر متفاوتی را پیش روی مخاطب قرار می‌دهند؛ مسیری که از سالن‌های کشتی آغاز می‌شود و در جبهه‌های دفاع مقدس، سوریه و میدان‌های مقاومت ادامه پیدا می‌کند. بعضی از این قهرمانان پیش از انقلاب در کشتی به شهرت رسیدند، برخی در سال‌های دفاع مقدس از تشک فاصله گرفتند و برخی دیگر سال‌ها بعد در دفاع از حرم راهی سوریه شدند. اما نقطه مشترک بسیاری از این روایت‌ها، همان چیزی است که از فرهنگ کشتی ایران انتظار می‌رود: قهرمانی در کنار جوانمردی.

این کتاب‌ها همچنین نشان می‌دهند که وقتی از «شهدای کشتی‌گیر» سخن می‌گوییم، تنها با فهرستی از ورزشکارانی مواجه نیستیم که در مقطعی از زندگی کشتی گرفته‌اند. پشت هر نام، داستانی از یک خانواده، یک مربی، یک رفیق، یک آرزوی ورزشی و در نهایت یک انتخاب وجود دارد. یکی ممکن است قهرمانی کشور را تجربه کرده باشد، دیگری معلم ورزش شده باشد، دیگری فرمانده میدان جنگ و دیگری مدافع حرم. همین تفاوت‌هاست که روایت این شهدا را متنوع می‌کند و اجازه می‌دهد مخاطب از دریچه‌های مختلف با مفهوم پهلوانی مواجه شود.

در نهایت، آنچه این آثار را به یکدیگر پیوند می‌دهد، یک عبارت ساده اما پرمعناست: از دوبنده تا سربند. دوبنده برای این قهرمانان پایان راه نبود؛ بخشی از مسیری بود که در آن قدرت، انضباط، رفاقت و جوانمردی را آموختند و برخی از آنان بعدها همین ویژگی‌ها را در میدان‌هایی دیگر به کار گرفتند. کتاب‌ها حالا تلاش می‌کنند این مسیر را ثبت کنند تا نام این ورزشکاران تنها در آمار مدال‌ها یا فهرست شهدای ورزشکار باقی نماند و نسل امروز بتواند پشت هر نام، قصه یک زندگی را ببیند.



منبع:مهر

🔗 اشتراک‌گذاری مطلب
⭐ امتیاز مطلب: هنوز امتیازی ثبت نشده است
برای امتیازدهی روی ستاره‌ها کلیک کنید:

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا